خوب طبق قول پيشينم آمدم تا از وي بنويسم


اونجانب جان که واسه خودش بزرگ شده به تاريخ 30 شهريور برا اولين بار مستقلا از طاق باز به شکم چرخيد و نشاطي بر ما برفت


صبح اون روز پس از تعويض پوشک و خوشبوسازي وي رفتم پوشک رو بندازم تو سطل و دستي بشورم که برگشتم ديدم اون جانب به شکم چرخيده و با تعجب به جلوي خودش رو تخت خيره شده و وقتي ذوقوليدگي بنده رو ملاحظه فرمود سربرگردامد و با تعجب اطراف را نظاره نمود و سپس خنده اي دلبرانه کرد و صورتش رو رو تخت گذاشت که يني ديدي موفقيتمو و تشويقم نمودي خجالت کشيدم خخخخ


رفتم در حين قوربون صدقه وي رو دل سير چلوندم


در باب سينه خيز بايد بگم که بچه جان دمر که ميشه خيلي پرتلاش پاهاشو ميبره از پشت سر بالا و تند تند پا ميزنه اگه بچم تو آب بود رکرد شناي سرعتي رو حتما جابجا ميکرد و کلي جلو ميرفت


تلاشهاي اينجانبانان براي حالي نمودن اينکه بايد پا را به زمين گذاشته و براي حرکت تلاش کني تا اين لحظه بي نتيجه بوده و جا داره از آموزش هاي عملي همسر جان که بارها نحوه صحيح سينه خيز رو براي وي عملا توضيح و اجرا نمودن کمال تشکر رو بجا بيارم


همسرجان جايزتون محفوظه عسلم


وي به تلاش براي حرف زدن ادامه داده و داره ياد ميگيره صدا رو کم و زيا د و بالا پايين کنه فسقل دلبرم


کشتي گرفتم با بالش اا حين خواب يا در حال خواب الودگي بسيار با مزس اصن ميخاي بپري بخوريش


دلبري هاش از همسرجان رو براي بغل و بازي نگم براتون


اولين باري که غريبي کرد در مهموني جمعه 5 مهرو منزل خان دايي بود


خالش رو دو هفته نبينه با تعجب نيگاش ميکنه دو ثانيه بعد دوس ميشه ميره بغلش


تا سوار ماشين ميشيم لالا ميکنه بي بي جان بايد گاهي وختي سرحاله ببريمش بيرون يه خورده ادما و خيابونا و مغازه ها رو ببينه


يه هايپر رفتيم اينقد دلبري ميکنه همه صدوهشتاد درجه ميچرخن تا اخر که افق محو شيم نيگاش ميکنن


برا ازمايش خون بردمش از چن روز قبل دلم خون بود برا آزمايش که بسيار جنتلمن رفتار کرد و اصن صداش در نيومد مشغول بازي بوديم باهم


واي نگم که ميزارمش ت  قلبم چطوري ميچرخه ناز نيگام مکنه ميخام قورتش بدم 


وختي صبا بيدار ميشه اينقده خوشال و خنده روعه باهاش که حرف ميزنم تند تند دست و پا ميزنه و ميخنده


بارون رو ديروز نشونش ميدادم از در تراس با دقت به آسمون و گلاي تراس که خيس بودن نگاه ميکرد انگار واقعا ميفهميد چي ميگم


بش ميگيم ايفون کو بابا جون مياد بر ميگرده ايفونو نگا ميکنه


لوستر و کريستالا رو ازش ميپرسيم ن.اه ميکنه بهشون


اسم خودش و ماما و بابا رو ميشناسه


گاهي ماما ميگه شايد اتفاقيه نميدونم ولي دليلي نميشه ذوق نکنم


خلاصه دنياي شيريني داره و قند و نبات تو دلامون اب ميشه


تا هگ


مينجا بثبتم تا نپريده


خدا يا جانم بوس بهت


همه خوبي هد رو ازت ميخام


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

https://www.nortonsetup-keys.com/ Connie Angela Deangelo eiffelbarbari Timothy سحا مارکت عسل طبيعي و خام Nichole Lily